سيد جلال الدين آشتيانى

509

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اهل مكاشفه مىشناسانند ، ولى بدون اين جهت اگر ابدال ظاهر بر غير ارباب كشف از صلحا و اهل ايمان شوند ، فرق بين ابدال و ملائكه امكان ندارد مگر

--> افراد سه « 3 » تن هستند كه بتجلى فرديت محقق شده‌اند و تابع صرف حضرت ختمى مرتبت مىباشند و بواسطهء كمال تام از حكم قطب خارجند . اوتاد چهار « 4 » تن هستند كه اركان عالم قائم به آنهاست ، بدلاء هفت « 7 » شخص معين هستند كه ايشان امناى حق مىباشند ، نجبا چهل نفرند كه رجال الغيب مىباشند . رتبهء نقباء انزل از رتبهء جميع اولياء است ، عدد آنها سيصد « 300 » و از ابرار بشمار مىروند ، اين طوايف به عقيدهء برخى از ارباب معرفت تا قيام قيامت موجودند و مدار عالم امكان مىباشند و عالم از آنها خالى نخواهد بود ، در آفرينش نظر حق به اين جماعت است . ولى آنچه در روايات خاصه از حضرت ختمى و ائمهء ديگر بظهور پيوسته است ، قطب عالم وجود در هر عصرى واحد است و آن امام مفترض الطاعة است و عالم وجود ، قائم بوجود او است و بتواتر رسيده است كه اول آنها حضرت ولايت پناه امير مؤمنان و آخر آنها مهدى موعود در آخر الزمان است . ما در مباحث ولايت در پيرامون اين شرح ، اين مطلب را متعرض مىشويم و بيان خواهيم كرد كه بر طبق گفتهء پيغمبر على عليه السلام مقدم قوم و باب اعظم مدينهء علم رسول اكرم و ساقى قوم « اهل عرفان » از مشرب كوثرى كه اختصاص به خاتم انبياء دارد مىباشد و كسانى كه با او در خلافت معارضه كردند و حق او را غصب نمودند ، به‌منزلهء ابرهاى سياهى بودند كه مانع از تابش شمس كليهء ولايت بر اقطار عالم ظاهر گرديدند . جهانى را محروم از فيض خاص حق نمودند و چنان اوضاع را آشفته كردند و عرب را به جاهليت سوق دادند ، و اشراف قريش را بر مردم مسلط كردند و مقام خلافت را به بساط سلطنت تبديل نمودند كه زمينه‌يى براى خلافت ائمهء اثنا عشر نگذاشتند . خلاصه آنكه فيض حق بواسطهء او بموجودات مىرسد در اعصار سابق بر مهدى موعود ، آباء او بودند ، و در اين اعصار مهدى موعود است . از طرق عامه روايت شده است كه پيغمبر اسلام فرموده است : « لو لم يبق من الدنيا الا يوم ، لطول اللّه ذلك اليوم حتى يبعث رجل منى ، او من اهل بيتى ، يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملأ الارض قسطا و عدلا . . . » و نيز از طرق عامه نقل شده است : « المهدى من عترتى من اولاد فاطمه « سلام اللّه عليها » و نيز نقل شده است « يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض . . . » . شيخ كامل صدر الدين حمويه گفته است : « لن يخرج المهدى حتى يسمع من شراك نعله اسرار التوحيد » . قيامتى الصغرى بخلعى و انّما * قيامتى الكبرى تتميم دورة و ذاك معادى في قيامتى التى * اقام لدى المعبود فيها بجثتى و ليس اذا حققت ذا بتناسخ * و تختلف الاعيان في كل عودة وجود اوليا او را چو عضوند * كه او كل است و ايشان همچو جزوند